"اینکه ما از هر چیزی توقع بجا و در محدوده توان آن را داشته باشیم نشانگر درایت و استفاده از قوای عقل و فهم مان است"
توجه به تعاریف و شناخت هر چه بهتر قواعد زندگی اجتماعی نه تنها می تواند در بهبود سطح رفاه و امنیت زندگی ما موثر باشد که در سطحی عمیق تر ما را از درگیر شدن در دسیسه ها و سوء استفاده هایی که گروه های فشار و قدرتمندانی که از قدرت خود در جهت چپاول و غارت سرمایه های ملی و جمعی افراد جامعه گام بر می دارند مصون دارد.
درک مفهوم 1 (1)و شناخت درست از تعریف آن یکی از موارد مهمی است که در شرایط این روزهای جامعه ما می تواند بسیار راه گشاینده باشد. شناخت محدوده اختیارات رئیس قوه مجریه در کشورهای دموکراتیک و مقایسه آن با محدوده اختیارات او در نظام جمهوری اسلامی که ریاست قوه قضاییه آن توسط رهبری تعیین و تایید صلاحیت نمایندگان مجلس قانونگذاری و خبرگان که وظیفه انتخاب رهبر را دارند نیز از فیلتر شورای نگهبان رد می شود که فقهای آن و شخص شاخص آن توسط رهبری تعیین و حتی در زمان کهولت سن و درگیری با تبعات کهنسالی نیز مجددا در پست خود ابقا می شود و گذشته از مشکل دور و تسلسل حتی کاندیدهای ریاست جمهوری نیز باید توسط اعضای شورای نگهبان تایید صلاحیت شوند خود نشانه بارزی از حوزه بسیار تنگ و محدود اختیارات ریاست قوه مجریه آن است.
اما موضوعی که در این مبحث می خواهم به آن اشاره کنم در سوال زیر خلاصه می شود.
چرا در بعضی از کشورها حکومت های دموکراتیک بر سر کار می آیند؟
جواب: چون در آن کشورها اکثریت به این نتیجه رسیده اند که
_رعایت اصول عقلی
_ برقراری عدالت
_پایبندی به اصول اخلاقی
_ ایجاد نظم و انضباط در سطوح مختلف زیست اجتماعی
به نفع همه است و آنقدر جایگاه این اصول برای آنها شناخته شده و مهم شده است که به صورت یک مطالبه مستمر درآمده است.
اما متاسفانه در جوامعی که
_ رابطه مرید و مرادی جایگزین اصول عقلی می گردد
_ زندگی سهمیه ای رواج دارد و منابع و امکانات پیشرفت بر اساس دوری و نزدیکی به قدرت مرکزی و اصول مورد حمایت او تخصیص می یابد
_ اصول اخلاقی همان است که سلطان بپسندد
_ و اطرافیان سلطان و مریدان او مختار و تحت حمایت باشند تا هر پیشرفت و کارحرفه ای که باب میل آنها نبود را نابود سازند
هرج و مرجی بر آن جامعه حکم فرما می شود که خیلی از افراد حتی در تشخیص بدیهی ترین خیر جمعی نیز دچار مشکل می شوند.
" در ایران این روزها هر چند کم نیستند افرادی که به صورت فردی و در گروه های کوچک به موفقیت های بزرگ در کلاس جهانی دست می یابند و حتی مدیران قابل بسیاری در تلاشند تا این جامعه درگیر به دردهای سخت را سر پا نگه دارند اما در سایه نبود تفکرات محوری و حاکمیتی بر اساس اصول مدیریتی نوین راه به دروازه های خروج از این پیچیدگی های خود ساخته نمی یابند"
در یک آسیب شناسی بر اساس اصول عقلی و بدور از درگیر شدن در باورهایی که حتی افراد تحصیل کرده این جامعه را نیز به خطا می اندازد باید گفت ریشه مشکلات اساسی جامعه ایران به موارد زیر بر می گردد.
1_ ادغام دین و سیاست که : نتیجه آن اصالت جهان آخرت و پروسه شهید پروری با بی توجهی به فرصت های زندگی دنیوی توسط حاکمیت مرکزی شده است
2_ پذیرش زندگی سهمیه ای: اینجا حتی امکان پیشرفت علمی نیز بر اساس انواع سهمیه ای که علنا و رسما در کنکور سراسری برای گروه های خاص در نظر گرفته می شود ممکن است، اینجا امکان رسیدن به موقعیت های موثر اجتماعی تنها با گذر از فیلترهایی که حاکمیت تعیین می کند ممکن است و اینجا کسی بدون درگیری های شدید و صرف وقت و هزینه های بسیار حتی امکان اجرای طرح های خیریه ای و عام المنفعه را ندارد
3_ اینجا اقتصاد ربوی است: ربا و سلامت اقتصادی نسبت کاملا معکوسی بایگدیگر دارند و نه تنها در جهان معاصر و کشورهایی که ربا کنترل شده اقتصاد سالم شده است که در متون تاریخی نیز به عنوان عاملی برای در هم ریختگی وضعیت اقتصادی و در نتیجه سنجش سختی زندگی در دوران های مختلف شناخته شده است و وضعیت جوامع را بر اساس میزان گسترش و شیوع ربا مورد ارزیابی قرار می دهند و در اسلام نیز ربا حرام شده و درد آور اینکه پس ار انقلاب 57 تحت عنوان بانکداری اسلامی رسما اقتصاد ربوی پذیرفته شده و در طول دوران جمهوری اسلامی اجرایی و حمایت شده تا جایی که وضعیت اقتصاد کشور را به بخش ته جدول مقایسه ای کشورهای جهان کشانیده است
4_ اصل پیوستگی رعایت نمی شود: اینجا چه در زمینه آموزش ویادگیری، چه در شیوه های مدیریتی که می تواند با استفاده از دستاورده های گروه قبلی سبب ادامه مسیر پیشرفت باشد، چه در عرف های غلطی چون " تعطیلات نامنظم " که می توان آن را به عنوان یکی از عوامل اصلی درهم ریختگی اقتصاد بازار دانست اصل پیوستگی رعایت نمی شود
نتیجه گیری: با وجود مشکلات زیر ساختی مذکور تغییر مدیریت در کشور نمی تواند چندان اثری در خروج از بحران های ناشی از آنها داشته باشد.
اما این امر قطعی است که با روی کار آمدن مدیران عاقل، منظم و با ثبات تر امکان کنشگری و اثر گذاری طرح ها و برنامه هایی که به تدریج بر فرهنگ عمومی و ارتقای سطح کیفیت زندگی موثرند بیشتر خواهد شد. بدیهی است در حکومتی که ملاک تصمیم گیری های مهم و سرنوشت ساز لجبازی و قدرت نمایی اعضای مرکزی حکومت نسبت به ملت باشد در عکس العملی متقابل خیلی از افراد جامعه نیز بنای لجبازی را با به مخاطر اندازی منافع ملی و حتی شخصی ملاک عمل خود قرار دهند و تا وقتی این نوع عمل و عکس العمل در جامعه ای شایع باشد رسیدن به حکومتی دموکراتیک دور از دسترس و انتظار خواهد بود
به امید خروج از این روزگار تلخ و تاریک برای کشور و مردم ایران
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1_(کنشگری یا اکتیویسم (به انگلیسی: activism) به فعالیتهای متشکل و مختلف در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، محیط زیستی گفته میشود که با هدف ایجاد تعادل یا جلوگیری از تغییر در این زمینهها با میل بهبود در جامعه شکل میگیرد. فعالیتهای مرتبط با کنشگری گسترهٔ وسیعی دارند و از نوشتن نامههای سرگشاده به روزنامهها و سیاستمداران تا برگزاری کارزارهای سیاسی، بایکوت اقتصادی، راهپیمایی خیابانی، اعتصاب، تحصن و اعتصاب غذا را شامل میشود. کنشگری میتواند فردی یا گروهی سازمان یافته یا غیر سازمان یافته باشد.برخی از کنشگران تلاش میکنند تا به جای اعمال فشار بر دولتها برای تغییر و بازنگری در قوانین، مردم را به تغییر رفتارشان ترغیب کنند) ویکی پدیا
برچسب:
نویسنده: دانیال کوشکی