"اگر برای خودت برنامه ای نداشته باشی و حق و حقوق خود را نشناسی، جزئی از برنامه دیگران حتی حکومت خواهی شد"
و ما مردم ایران با استناد به قانون اساسی جمهوری اسلامی مفصلا و دست بسته جزئی از برنامه شخص ولی فقیه هستیم چون قدرت مطلقه مطابق متن صریح قانون اساسی در اختیار شخص ولی فقیه است و انتخاب ولی فقیه نیز در ید نمایندگان منتخب همین ولی فقیه است و این می شود که جامعه دچار دور و تسلسل ناشی از الگوریتمی شده است که قانون اسلامی جمهوری اسلامی ابداعی آخوندها پس از دو دوره انتخاب رهبر جامعه را به آن مبتلا ساخته و موارد زیر را بر حق و حقوق زندگی مردم تحمیل نموده است.
_حق سلامتی و نفس کشیدن مردم در اختیار رهبر است چون او می تواند با تصمیم شخصی بی توجه به نظر کارشناسان سلامت و بخش صنعت جلوی واردات واکسن و خودروهای با کیفیت را بگیرد و با جان و سلامت مردم بازی کند چون قانون اساسی به او ولایت مطلقه داده است
_ولی فقیه می تواند مطابق رای شخصی اعلام جنگ با هر کشور یا حتی با قدرت های بزرگ دنیا کند چون او ولی مطلق است و رای او بر همه حتی گروه کارشناسان سیاسی و نظامی هم مرجح است
_ولی فقیه می تواند با حمایت خود از گروهی ازمفسدان اقتصادی مصونیت قضایی و کیفری برای آنها ایجاد کند چون او ولی فقیه است و رای و تشخیص او بر همه حتی کارشناسان حقوقی و قضایی ارجحیت داشته و علاوه بر آن رئیس قوه قضائیه را نیز او انتخاب می کند
_رهبر چون ولایت مطلقه دارد، می تواند با حمایت از مداحان و آخوندهای حکومتی و مورد تایید خود با باورهای دینی و حتی اصول اخلاقی مبارزه کند و کسی هم حق اعتراض به او را ندارد چون طبق قانون هیچکس حق اعتراض به او را ندارد
_ولی فقیه حتی می تواند نوع حکومت را به فقهی سلطنتی تبدیل کند و فرزند خود را به عنوان جانشین انتخاب و به مجلس خبرگان که صلاحیت اعضایش توسط نمایندگان منتخب او تأیید شده وصیت کند که او را به عنوان رهبر بعدی انتخاب کنند
_در نظام ولایی که مطابق اصل ولایت فقیه شکل گرفته است ولی فقیه مجاز است که به امامان جمعه و جماعات، سازمان ها و بنیاد های وابسته به حکومت اسلامی اجازه هر گونه تخلفی بدهد
_در نظام ولایی بازی با افکار عمومی به نفع مقام ولایت و برنامه های ایشان مجاز است حتی
* با بدل سازی از مقام عظمای ولایت در مواقع خطر و اضطرار
* راه اندازی تشییع جنازه و سر دست کردن تابوت های شهیدان فرضی
* اعلام خبر فوت زندانیان و افرادی بنا به مصلحت نظام اما در حال زندگی در کشورهای دیگر
* حتی رهبر بنا به مصلحت نظام علاوه بر پاسخ گو نبودن و بدل داشتن می تواند در انظار عمومی هم ظاهر نشود
_در نظام ولایی می توان بر پایه نظر مقام عظمای ولایت و مصلحت اندیشی ایشان مدارس و دانشگاه ها و صنعت حتی کل کشور را تعطیل یا نیمه تعطیل کرد
_ در نظام ولایی مقام عظمای ولایت و اطرافیان آنها می توانند با زیر پا گذاشتن و دور زدن قوانین بین المللی هزینه ها و تحریم های سنگین برای کشور ایجاد کنند و کسی حتی حق اعتراض به بازده آنها را نداشته باشد
حال با این قانون اساسی در پی پاسخ به سوالات زیر باشید.
_آیا با نظری به عقب و سبک و سنگین کردن دستاوردهای در روز جاری جامعه پس از انقلاب ۵۷ با این همه اختیارات تام مقام ولایت به نظر شما عاقلان و کارشناسان میدان های مختلف سلامت و بهداشت و صنعت و آموزش وپرورش و... در کشور تا چه میزان تلاش و ایثارکرده اند تا در همین حد نیز جامعه ایران زنده و پا برجا بماند و از قافله رشد جهانی عقب نمانده و حرفی برای گفتن و اظهار وجود داشته باشد؟
در حالی که هم از طرفداران ولایت ضربه های سنگین می خوردند هم از مردمی که چون راهکاری برای برون رفت از این شرایط سخت نمی یافتند وقتی شرایط بر آنها خیلی سخت تر می شد با همه قهرمانان و نخبگان جامعه خود هم سر ستیز و قهر می گرفتند و برایشان تکلیف های سنگین تعیین می کردند و در صورت عدم اجرا انگ حکومتی به آنها می زدند؛؛؛
_به نظر شما قهر عمومی مردم با حکومت و نظام مدیریتی کشور که ریشه در نگاه به سلطنت و خلافتی که به عنوان قدرت غالب همواره قانون را برای قرن ها به نفع منافع خود می نوشته است تا چه میزان راه را بر فعالان مستقل در عرصه های مختلف پیشرفت کشور صعب العبور نموده است؟
اینجا گویا دشمنی با حکومت و به رسمیت نشناختن آن تقریبا به یک خصیصه عادی و عمومی بدل شده که حتی پس از انقلاب آزادی خواهانه 57 همچون قانون اساسی ناعادلانه ای محصولش بوده است و تا این نگاه ترمیم نشود و مردم حکومت و بخش مدیریت را به رسمیت نشناسند و در راه تقویت و تخصصی کردن آن نکوشند و از او انتظار راستی و درستی نداشته باشند مشکل خود کامگی و فساد ناشی از خود رایی بخش حکومتی و مدیریتی کشور ایران حل نخواهد شد.
_آیا راه مقابله خیابانی با نظام ولایی با توجه به فرمان آتش به اختیاری رهبری قبلی راهی است که مردم ایران را به خروجی مطلوب برساند؟
یعنی رسیدن به یک حکومت دموکراتیک که مطابق رای اکثریت و نظر کارشناسان امور تخصصی اداره شود.
_به نظر شما چه برنامه هایی می تواند حافظه تاریخی مردم ایران را از پذیرش سلطه نظام های سلطنتی و خلافت مذهبیون رهایی بخشد؟؟؟؟؟
"تا ملتی دید خود را نسبت به حکومت و وظایف و اختیارات آن و حق و حقوق خود اصلاح نکند شاه یا خلیفه یا ولی فقیه همه کاره این مملکت خواهند بود و همه مردم به عنوان مجریان بی اختیار اوامر و برنامه ها و تصمیمات آنها قلمداد می گردند هر چند که ظاهر و اسم حکومت نیز عوض شود"
برچسب:
نویسنده: دانیال کوشکی