آگاهی، هوشیاری، بیداری
زمانی که ما در باره موضوعی اطلاعات کسب کرده و از دانش روز دنیا پیرامون آن مطلع می شویم در واقع سطح آگاهی خود را بالا برده ایم.
زمانی که در باره این اطلاعات خوب فکر کرده و موارد استفاده و ارتباط آن با دیگر موضوعات و پدیده ها را کشف و بینش خود را پیرامون آن تقویت می کنیم به یک انعطاف و نرمشی درباره آن موضوع دست می یابیم که به آن هوشیاری می گویند.
اما وقتی توانستیم به مهارت بکارگیری این اطلاعات و علوم برسیم آنوقت است که از خواب غفلت نسبت به آن موضوع بیدار شده و به حساسیتی می رسیم که خطا و انحراف و کجروی پیرامون آن را نیز بر نمی تابیم.
متاسفانه وقتی فقط اطلاعات و آگاهی ما پیرامون موضوعی بالا رود ولی به مرحله هوشیاری و بیداری نرسیده باشیم خطر خودشیفتگی و درگیر شدن به تکبر و غرور در ما افزایش می یابد و نه تنها به خودمان آسیب های جدی می زنیم که خیری از طرف ما نیز نمی تواند به دیگران برسد بلکه وارد فاز سرکوب و برانگیختن احساس حقارت در دیگران و کشتن اعتماد به نفس در آنها می شویم، حالا در هر سطح و جایگاه اجتماعی که قرار گرفته باشیم. حتی ممکن است به مقام استادی برسیم ولی چنان با ته کتاب قطوری که نوشته ایم بر سر دانشجوی درس مان بکوبیم که تا مدتی قدرت جمع و جور کردن خود را از او سلب کنیم.
و با هزارن تاسف مجبورم اعتراف کنم که یکی از بزرگ ترین مشکلات اجتماع ما " آگاهان ناهوشیار در خواب غفلت خزیده اند" یعنی کسانی که
_ درک درستی از نقش نظم و قانون در مناسبات زندگی، خصوصا در دنیای مدرن ندارند
واقعیت ها:
به عنوان فردی که حدود 25 سال در حوزه اجتماعی در داخل کشور فعالیت داشته ام به جرات ادعا می کنم که از 44 سال عمر جمهوری اسلامی حداقل 24 سال از آن را کسانی در دولت مدیریت کرده اند که با نهایت تلاش در برقراری نظم و قانون کوشیده و در استحکام ساختارهای قوام بخش پیشرفت در این جامعه حتی فداکاری کرده اند ولی به دلیل وجود شیوع مشکل خود شیفتگی در نیروهای متخصص جامعه از طرفی و ریشه دار بودن احساس عدم اعتماد به نفس در آحاد مردم و در نتیجه انتظار و توقع بالای آنها نیروهای متعصب و تندرو توانسته اند مجددا به قدرت رسیده و این پایه ها را با خشم وغضب بیشتری تخریب کنند.
مخاطبان عزیزم
در همه کشورها و در میان همه ملت ها افراد متعصب و تندرو هستند و این جمعیت را نمی توان در جایی به صفر رسانید و حتی تعداد اندکی از آنها نیز برای تخریب دستاوردهای یک قوم و حتی ملتی آگاه نیز کافی هستند. ولی تفاوت جوامع موفق و غیر موفق در این است که
" در جوامع موفق توانسته اند آنها را کنترل و تحت مراقبت و نظارت قانون قرار دهند ولی در جوامع ناموفق آنها آزاد و رها هستند که هر فعلی را مرتکب شده و بعضا تا مناسب و مدارج بالا نیز راه پیدا کرده و بدون نظارت دست به اقدامات تخریبی و خطرناک بزنند و اوضاع جامعه را نابسامان و ملتی را به فلاکت برسانند"
برچسب:
نویسنده: دانیال کوشکی